باران

این بار چترت را باز نکن ...تا انتهای همین کوچه بیشتر نیا همراه باران ...بگذار اندکی بارانی شوی شاید غبار سکوت از لبانت شست ...شاید با من گفتی مخرج مشترک این همه هیچ که با هم تقسیم کردیم چه بود؟ شاید اعداد تازه ای جوانه زد...شاید تنهاییت خیس خورد و پوسید...و شاید ... تو فقط بدون چتر بیا باران کارش را خوب بلد است

/ 2 نظر / 8 بازدید
امیر

ما که همیشه بدون چتریم.....!

عباس

زیبا بود مثل خودت! تو به من بارانی نشان بده تا عریان کنم خویش را در برابرش... خبری از باران نیست...