شب به خیر!

خودت را از من ربودی؛ خواب هایم خاکستری شد طلای ناب!

 

بعد از تحریر:باز می گویی خوابهای طلایی ببینی!

/ 5 نظر / 12 بازدید
مانی

اول فکر کردم می‌خواستی بنویسی خوابهای خاکستری‌ام طلای ناب شد، بعد فکر کردم نه شاید «طلای ناب» مخاطبته، اما آخرشم نفهمیدم. فکر کنم عمداً اینطوری گفتی[چشمک]

سایه بیرنگ

نکن این کارا رو ای مانی بازیگوش! خوب مجبور شدم دوباره بخونم ببینم قضیه چی بوده که تو نفهمیدی...اصلاَ بهت نمیگم تا انقدر سر کار نذاری ما رو[چشمک]

ماسک

... چه زود بیدار شدی ..

مانی

سر کار چیه؟ باور کن جدی گفتم! من اهل پاکار گذاری هم نیستم چه برسه به سرکار[نیشخند] احتمالا بسکه ملتو اسکول کردی بدبین شدی کلا[خنده]