تو Delete شدی!

از ابراز دوست داشتن به کلام که خیلی مهمه به نظرم تا به یاد داشتن همه مناسبت های مهم زندگیش از تولدش گرفته تا سالگرد ازدواج و  عید و... ختنه سورون بچه همسایه شون و البته هدیه دادن که امروزه هر چی سنگین تر باشه اعتبار دوستی رو نزد خلایق بیشتر میکنه!!!رفیق بودم دیگه چه در سفر چه در حضر این رو فقط سوته دلانی مثل خودم می فهمن از شما چه پنهون  این رفیق عزیز من خیلی هم بدقلق و بد سفر بود حالا نه فکر کنید در حضر خیلی ما رو تحویل میگرفت و لی لی به لالامون می ذاشت ها نه خیر!همیشه باید از چند ماه قبل وقت میگرفتیم تا حضرت رخصت دیدار می دادن و موندم منِ احمق و بدبخت چرا تا حالا پاش وایستاده بودم انگار تنهایی بدجور آدم رو بی غیرت و کج سلیقه میکنه ها !دردسرتون ندم من که خودم به گواهی مامانم عمریه با یه من عسل هم نمیشه حتی  نیگام کرد شده بودم عامل شادمانی و روحیه دادن به ایشون که بدجوراز زندگیش رکب خورده بود ولی خوب هیچ وقت به قدر سرسوزنی همدلی متقابل ندیدم حالا چیزای دیگه بخوره تو سرم...چند روز پیش که داشتم وبگردی می کرد دیدم یکی یه جایی از ایشون ذکرخیر کردن و کلی درباب لوطی گریشون اون هم در عالم واقعیت قلمفرسایی فرمودن ببینید اون بنده خدا دیگه چقدر رودست خورده که این بابا براش ایول داشته !همونجا فهمیدم که پس اونی که ول معطله منم که همه این مدت صادقانه که چه عرض کنم احمقانه فکر می کردم "دوستی" دارم هر کی خوب نوشت و کتاب زیاد خوند و کلی هم خواننده داشت که نمیشه آدم حسابی! این رفیق ما خیلی هم تنها و افسرده و ناراحت نیستش کارش هم خیلی درسته فقط مغازه ش بدجایی واقع شده...اینه که به این نتیجه رسیدم آدم یه رفیق خیالی داشته باشه و واقعاًدوستش داشته باشه بهتر از اینه که یه نارفیق واقعی داشته باشه و خیال کنه که دوستش داره نه؟

پس به تکنیکی که اخیراًکشف کردم و بدجور جواب می ده متوسل می شم و می گم خوش باش نارفیق عزیز! تو Delete شدی برای همیشه!

/ 2 نظر / 9 بازدید
امیر

نکنه من بودم این نارفیقت؟!!! توهم مرا فرا همی گرفت!!

سایه بیرنگ

عجب تصادفی1البته که اون نارفیق شما نبودی امیرخان ولی یه جورایی در این تصمیم کبری شریکی که همینجا مراتب سپاس خودم رو با این گل خیالی اعلام می دارم [گل]