آستر بدرقه

آهای شما که برای آدمای دیگه مثل آستر بدرقه کتابا هستین و هیچکس هم قدرتون رو نمیدونه به خونه تون خوش اومدین! ...حالا گلاسه و سفید و کاهی بودنتون اصلآ مهم نیست

تک نوازی در پیاده رو

خیلی جوونه شاید بیست و چهار پنج شاید هم کمترآخه هیچ وقت جرآت نکردم درست تو صورتش خیره شم این بار دوم بود که می دیدمش سازش خوب نیست خیلی هم خوب نمی زنه من هم از موسیقی سنتی هیچ وقت خوشم نمیومده و نمیاد ولی ...ولی سه تار این دختر نمی دونم چه سری داره که اشکم رو در میاره بدنم یخ می کنه به وضوح می لرزم و عصبانی می شم از دست خیلیا خیلیا...اولش خودم که هیچ غلطی نمی تونم براش بکنم.نه این که نمونه ش تا حالا نبوده و نیست نه! اون دو تا پسر بچه کوچیک که اگه رفته باشین به یکی از سینماهای عصر جدید ، فلسطین یا افریقا حتمآ موقع بیرون اومدن با آواز و تنبک بدرقه تون کردن خیلی قدیمی ترن یا اون پسر جوونه که تو پیاده روی حد فاصل میدون ولی عصر تا سر زرتشت راه می رفت و با سوت براتون موسیقی درخواستی اجرا می کرد.انگار یه بار باهاش مصاحبه هم شد خیلی های دیگه هم هستن اما این یکی بدجوری اذیتم می کنه هر دوبار سعی کردم سریع از جلوش رد شم و اسکناس هایی رو که براش می ندازن نبینم . به نظرم اصلا به کسی توجه نداره و کار خودش رو می کنه و ماموران غیور و خدوم گشت ارشاد هم حتما همین که جمعش نمی کنن خیلی بهش حال می دن شاید هم یه جورایی باهاشون...نمی دونم هزار فکر وخیال تو ذهنم میاد.

کیه ؟کجا زندگی میکنه ؟سرگذشتش چیه ؟ننه باباش ... اگه خیلی بدبخته موسیقی رو چطور یاد گرفته ؟شاید هم از اولش اینطوری نبوده شاید خونواده دار باشه شاید دختر فراری بوده ...یعنی هیچ کار دیگه ای نبوده ؟یعنی ماها همه انقدر بدبختیم که نمی تونیم مثلآ یه جای مطمئن بذاریمش سرکار؟شاید کاری بلذ نیست دیوونه ای ها مثلآ اونایی که سر کارهستن خیلی تخصص دارن؟ یعنی مغازه دارای "گیشا"یکیش انقدر غیرت نداره این دخترو مثلآ بذاره فروشنده شه صندوقدار شه یا چه می دونم یعنی بازی امشب ایران و سوریه انقدر مهمه که فکر و ذکر همه اونایی که از بغل شون رد می شم رو اشغال کرده ولی این آدم اصلآ کسری از ثانیه ارزش نداره لعنتیا؟ ای کاش کنارش می نشستم باهاش حرف می زدم اگر بر می خورد بهش چی؟ شماها چی فکر می کنید؟اگه کاری دست به نقد سراغ داشتم حتمآ این کارو می کردم تا دست کم هنرش رو به پای ... نریزه و فقط واسه خودش ساز بزنه از این که یه دختر جوون مثل هزاران دختر دیگه با کلی امید و آرزو و قطعآ غرور و هنر بشینه لب جدول و سه تار بزنه و ملت براش صدقه بندازن چه حالی پیدا می کنید؟اون دوست نداره کار مناسب داشته باشه ؟دوست نداره بهش توجه کنن ؟دوست نداره دست در دست یکی قدم بزنه و و هزار جور عشوه بیاد؟اون کسی رو دوست نداره؟کدوم پسری حاضره باهاش بدون قصد سوء استفاده دوست بشه ؟کسی عاشقش می شه؟کسی حاضره براش کار پیدا کنه؟حالا هی نگین ای بابا دلت خوشه مگه از اینا کم دارم و به ملت چه ربطی داره و دولت باید بهش برسه و ... همه اینا رو می دونم اما اینم می دونم که دولت براش حفظ امنیت اجتماعی! خیلی مهم تره و براش این چیزا اهمیتی نداره اونا اون سگاشون رو می گم که همه شون حسابی تعلیم دیده و هار هستن باید  چند قدم بالاتر جلو پاساژ سرتاپای دخترای دیگه رو اسکن کنن تا یه لقمه نون در بیارن و کسی منحرف نشه خدای نکرده! این یکی و امثالش که تفاله به حساب میان...شرممان باد! تفو بر تو ای چرخ گردون تفو!

   + سایه بیرنگ ; ٩:٥٧ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()