آستر بدرقه

آهای شما که برای آدمای دیگه مثل آستر بدرقه کتابا هستین و هیچکس هم قدرتون رو نمیدونه به خونه تون خوش اومدین! ...حالا گلاسه و سفید و کاهی بودنتون اصلآ مهم نیست

شعبده و طلسم

تو دنیایی که هرکی خودش رو به سختی تحمل می کنه باور می کنی که بشه یکی دیگه رو دوست داشت؟ آدما عشق رو نمی فهمن  اگه  بفهمن دیگه عشقی در میون نیست...عشق ازاآون چیزاس که انسان آفرید تا مرگ خودشو به تعویق بندازه  اما به هرحال اون می میره! عشق دستاویز کودکانه ای بیش نیست...اما شاید واسه من داستان غم انگیز زندگی این نیست که آدما فنا می شن اینه که اونا با مردن از دوست داشتن بازمی مونن ...عشق هم شعبده س هم طلسمه ؛شعبده س چون «من»های آدم رومی شکنه وطلسمه چون که به شعبده مرگ هم نمی شکنه

خیلی جدی نگیرین  اینا رو یادم افتاد آخرین بار که رفتم پیش مشاورم بهم گفت میدونی چیه تو اصلا"افسردگی" نداری مشکلت اینه که آدم "عاشق پیشه"ای هستی!!!!(می بینید تو رو خدا مشکل چیه؟)تعجب تازه این مشکل هم وجود داره که "عوضی" عاشق می شی! که منم گفتم منظورتون اینه که عاشق آدمای "عوضی "میشم؟ که با خنده زیرکانه ای گفت :آهاااان! خودشه آفرین! از شما چه پنهون روم نشد بگم آخه  دکتر آدم حسابیا رو قبلآ تور زدن(انصافآ دکتر خوش تیپ؛جوون و با سوادی بود که به دلیل منع استفاده از کراوات تدریس در دانشگاه رو رها کرده و به کار شرافتمندانه چاپ اسکناس رضایت داده بود!!! به همین دلیل آدم همین باهاش حرف میزد کلی شادی آفرین بود ولی حیف که گرون تموم می شد ...ویزیتش گرون بود تازه به جایی هم نمیرسید...)خلاصه این شد که ما دیگه دکتر نرفتیم دارو هم نخوردیم چوت داروهاش ضد افسردگی بود نه ضد عاشق پیشگی!

حالا شما اگه می دونین داروی مبارزه با عاشق پیشگی چیه به ما هم بگین منم به جاش آدرس آقای دکتر رو می دم یه سر تشریف ببرین بلکه مشکل تون حل شد یا دست کم حظ بصری ببرین از مشاهده فضای زیبا و آروم مطب و هم شادمان بشین از گفتگو با  جناب دکتر!

البته خریدن داروهای گرون هم خودش عامل بروز افسردگیه ها!

You were not “the one” I was deadly wrong.

 

 

 

   + سایه بیرنگ ; ۱:۱۳ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٤ خرداد ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()