آستر بدرقه

آهای شما که برای آدمای دیگه مثل آستر بدرقه کتابا هستین و هیچکس هم قدرتون رو نمیدونه به خونه تون خوش اومدین! ...حالا گلاسه و سفید و کاهی بودنتون اصلآ مهم نیست

نامه هایی که ...

٢.

یادته همیشه می گفتم وقتی آدم کسی رو دوست داشته باشه حتی وقتی درکنارش هست هم دلش تنگ می شه نمی دونم تو در مورد حرفای من چی فکر می کردی اما همیشه مخالف حرف زدن بودی. آره من هم قبول دارم که نباید به جای عشق ورزیدن در مورد عشق حرف زد ولی به قدرت جادویی ابراز احساسات هم اعتقاد کامل دارم حالا نمی خوام حرفای ادبی و شاعرانه بزنم فقط اینا رو می نویسم که بدونی من دوست داشتن رو چطور احساس می کنم : دوستت دارم یعنی وقتی نیستی از ته دل وبا تمام وجودم احساس خلآ می کنم هر چند اصلآ تمام من با نبودنت تمام نیست همیشه ناتمامم ... وقتی درجمع هستم یهو دلم تنگ می شه و دلم می خواد برم یه گوشه با خیال راحت به تو فکر کنم دوست ندارم هیچ موضوعی بین من و خیال تو قرار بگیره وقتی می رم خونه حس می کنم بخشی از وجودم اون بیرون تو کوچه و خیابون جا مونده وقتی هم می رم بیرون دلم می خواد زود برگردم انگار کسی منتظرمه انگار ذرات وجودم توی فضا معلقه و انسجام ندارم یه نیروی مرموز رباینده تمام ذرات وجودم رو به به طرف خونه می کشه فقط اون گوشه دنجه که می تونم با حضورت احساس کنم به تمامی توی یک قالب قرار دارم و ذرات وجودم پراکنده نیست وقتی یه صحنه یا تصویر زیبا می بینم یا یک قطعه موسیقی زیبا می شنوم ناخودآگاه دلم می گیره اشکم سرازیر می شه زیبایی ها هم بدون تو برای من لذتی نداره. چه سخته که آدم در زمان و مکان های خیال انگیز و زیبا تنها باشه ...دوستت دارم یعنی این که وقتی زیر بارون یا برف لطیف یک بعد از ظهر مه آلودقدم می زنم و همه چیز و همه کس رو پشت سر می ذارم بی دلیل دلم تنگ می شه برای کسی که مثل هیچکس نیست برای کسی که آرزو دارم بیاد برای همیشه بیاد و باشه تا من هر لحظه سرشار از شعر و ترانه باشم تا همه رویاها رنگ واقعیت بگیره...

 

   + سایه بیرنگ ; ٩:٥٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٦ امرداد ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()