آستر بدرقه

آهای شما که برای آدمای دیگه مثل آستر بدرقه کتابا هستین و هیچکس هم قدرتون رو نمیدونه به خونه تون خوش اومدین! ...حالا گلاسه و سفید و کاهی بودنتون اصلآ مهم نیست

سیب آورده ام سیب...

از تهی سرشار،

جویبار لحظه ها جاری ست

چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب وندر آب بیند سنگ

دوستان و دشمنان را می شناسم من

زندگی را دوست می دارم مرگ را دشمن

وای ! اما با که باید گفت این من دوستی دارم

که به دشمن خواهم از او التجا بردن

م.امید

 

 

چند بار امید بربستی و دام برنهادی

تا دستی یاری دهنده ؛کلامی مهر آمیز؛ نوازشی یا گوشی شنوا به چنگ آری؟

چند بار دامت را تهی یافتی؟

از پای منشین 1اماده شو که دیگر بار و دیگر بار دام باز گستری...

الف.بامداد

 

قطار می رود

تو می روی

تمام ایستگاه می رود

و من چقدر ساده ام

که سالهاي سال 

به انتظار تو

کنار این قطار رفته ایستاده ام

و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام

قیصر امین پور(عزیزی که خود با قطار همیشگی رفت و رفت و رفت...)

لینک صفحه